الشيخ المنتظري

353

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

« وَاللَّهِ مَا أَنْكَرُوا عَلَىَّ مُنْكَراً وَلاَ جَعَلُوا بَيْنِى وَبَيْنَهُمْ نِصْفاً » ( به خدا قسم نمى توانند هيچ امر منكرى را به من نسبت دهند و انصاف و عدالت را بين من و خودشان حَكَم قرار ندادند . ) « نِصف » ، « نَصف » و « نُصف » هر سه به معناى عدالت و انصاف است . كسانى كه به بهانه خونخواهى عثمان جنگ جمل را به پا كردند و در مقابل حضرت على جنگيدند ، در مورد آنان حضرت مى فرمايد : خونخواهى قاتلان عثمان از حضرت على ( عليه السلام ) « وَإِنَّهُمْ لَيَطْلُبُونَ حَقّاً هُمْ تَرَكُوهُ وَدَماً هُمْ سَفَكُوهُ » ( آنها حقّى را از ما طلب مى كنند كه خودشان آن را رها كردند ، و خونى را طلب مى كنند كه خودشان آن را ريختند . ) از محرّكين اصلى عليه عثمان طلحه و عايشه بودند كه الآن به خونخواهى عثمان عليه حضرت على قيام كردند . ( 1 ) « فَلَئِنْ كُنْتُ شَرِيكَهُمْ فِيْهِ فَإِنَّ لَهُمْ لَنَصِيبَهُمْ مِنْهُ » ( اگر فرضاً من شريك آنها باشم در خون عثمان پس براى آنها هم نصيبى از خون عثمان هست . ) حضرت خود را از خون عثمان برىء مىداند و برىء هم بود ، اما مى فرمايد : بر فرض هم من شريك باشم بايد از آنها هم خون عثمان طلب شود ، چرا براى خونخواهى عثمان فقط سراغ من آمده اند ؟ ! « وَلَئِنْ كَانُوا وُلُوهُ دُونِي فَمَا التَّبِعَةُ إِلاَّ عِنْدَهُمْ » ( اگر اينها بدون حضور من متولّى و متصدّى خون عثمان شدند ، پس نيست پيامدى و خونى مگر نزد خودشان . )

--> 1 - به درسهاى 47 تا 49 رجوع شود .